در ادامه ارائه عکس شکارچی های قدیمی بیجاری باز هم عکسهایی از شکار های آقای رضا آجودانی را در وب قرار دادم.امید است مورد توجه شما قرار گیرد.



عکس و مطلب از شكار و طبيعت در بیجار
در ادامه ارائه عکس شکارچی های قدیمی بیجاری باز هم عکسهایی از شکار های آقای رضا آجودانی را در وب قرار دادم.امید است مورد توجه شما قرار گیرد.



آخر هفته پیش یکی از دوستای شکارچی به منطقه ما اومد تا هم با طبیعت بیجار آشنا بشه و هم تیری بندازه. من هم با یکی دیگه از دوستای قدیمی برنامه طبیعت گردی و شکار نسبتا مناسبی تدارک دیدیم. هر چند پنجشنبه برف شدید کمی مزاحم کار ما شد ولی در کل ایام خوبی بود. کبک ها تا وقتی خیلی نزدیکشون نمی شدی نمی پریدن.و این لذت تیراندازی را چند برابر می کرد. عکس های این چند روزه گویا تر از هر متنی خواهد بود ...........








یکی از قدیمی ترین شکارچی های بیجار و بالاخص منطقه چنگ الماس شاه حسین است که همیشه وصف او و شکارهایش در محافل شکارچیان منطقه سر زبانهاست . این شکارچی کل ها و قوچ های زیادی را شکار کرده.بر خود لازم دانستم که نامی از این شکارچی قدیمی را در وبلاگم ببرم. در زیر می تونید عکس او را در کنار یکی از شکارهایش ببینید.

شکار قوچ های مست همیشه ذهن شکارچیان را در این فصل به خود مشغول می کند .عمده پروانه های شکار نیز در این ایام صادر می شود. در سال های دور قوچ خوبی توسط یکی از شکارچیهای منطقه شکار شد که عکسشو می ذارم بببینید. البته شاخهای این قوچ زیبا بیشتر شبیه قوچ البرز مرکزیست. لطفا نظرتون را در این خصوص اعلام فرمایید.

مواردی از شکار های استثنایی برای معدودی از شکارچی ها اتفاق افتاده که بعضا با عکس و یاتاکسیدرمی شکار خود را ماندگار کرده اند و فرصت دیدن این زیبایی ها را به سایر دوستداران شکار و طبیعت داده اند. دو سال پیش یکی از شکارچی های یزدی در برفخانه طزرجان نزدیک شیر کوه یزد یک کبک استثنایی شکار کرد که نیمی از بدنش سفید بود. خوشبختانه این کبک استثنایی تاکسیدرمی شد.
از آقای محمد سلمانیه که از شکارچی های خوب یزده به خاطر ارسال عکس های این پست سپاسگزارم.

پنجشنبه بعد از بارشهای روز قبل هوا سرد و آسمون نیمه ابری بود . هوس رفتن به شکار و دلهره از بارش مجدد ذهنمو به خود مشغول کرده بود تا اینکه یکی از دوستا دمدمای ظهر زنگ زد و پیشنهاد داد بریم شکار . وسایلو برداشتیم و به راه افتادیم جاده گل بود و چند جا نزدیک بود گیر کنیم . وقتی به شکار گاه رسیدیم آسمون ابری شد و بارون شروع به باریدن کرد. تو ماشین نشستیم و منتظر شدیم تا بارون بند بیاد. دونه های بارون یخ زده به زمین می رسیدن وانگار خیال نداشتن به این زودیا دست بردارن!بعد از حدود یه ساعت هوا بهتر شد و ما به کوه زدیم. صدای قهقه کبکا همه جارو می لرزوند . روز خوبی بود هر چند زیاد فرصت تیراندازی پیش نیومد با این حال من ۲ تا و دوستم یه کبک شکار کردیم.البته ۳ تا از کبکای من و یکی از کبکای دوستم گم شدن. فکر می کنم فشنگای سهمیه امسال زیاد خوب نباشن.کبکای درشتی زدم که عکسشونو می ذارم ببینید:

یکی از کبکایی که زدم اون طرف رودخونه افتاد که باعث شد تو اون روز سرد به آب بزنم . البته شما هم با دیدن عکس کبک با من هم عقیده می شید که ارزش یه خورده لرزیدنو داشت:

به خونه که رسیدم یکی دیگه از رفقای شکارچی زنگ زد و پیشنهاد داد فرداش یعنی جمعه بریم شکار. جمعه صبح راه افتادیم به رودخونه که رسیدیم دو تا اردکو دیدیم که جلوتر تو آب فرود اومدن. ماشینو گوشه ای پارک کردیم و به سمتشون رفتیم حدود ۳۰۰ متر باهامون فاصله داشتن.یه گله بزرگ کبک از جلومون پریدن و باعث شدن بی خیال اردکا بشیم . روز خوبی بود من ۲ تا کبک و دوستم یه کبک و یه کبک چیل زد.متاسفانه بازهم ۳ تا از کبکام گم شدن. کبکایی که به اصطلاح کبکای تو کوله بودن و نباید گم می شدن یکیشونو اول دوستم رو هوا زد ولی نیفتاد وقتی از پایین دست من رد می شد من هم جلوشو نشونه رفتم با شلیک من ارتفاعش افت پیدا کرد و تودره سقوط کرد که هرچقدر دنبالش گشتیم چیزی گیرمون نیومد .کبک بعدی رو تو یه محیط صخره ای زدم کبک پشت یه سنگ بزرگ سقوط کرد سریع خودمو به محل رسوندم و دوستمو هم صدا زدم که با هم بگردیم ولی بازهم همان آش و همان کاسه. تو مسیر برگشت یه کبک درشت اومد تو مسیر نشست از تو ماشین نشانه رفتم و شلیک کردم کبک به خودش پیچید و چند تا معلق زد . به خیال اینکه کارش تموم شده رفتم بیارمش که یه هو رو به شیب دره پرید فرصت تیر دوم هم نبود...کاش حداقل کبکا تیر نمی خوردن . وقتی به یکی از ارتفاعاتی که می خواستیم کبک بزنیم رسیدیم متوجه آشفتگی کبکا شدیم. هرکدام به مسیری پر می کشیدن اول تصور کردیم که شاید کار کار شکارچی باشه . ولی وقتی یه عقاب طلایی زیبا رو در ارتفاع کم و در حالیکه یه کبک چاق و چله را به پنجه گرفته بود دیدیم که از روی سر ما گذشت متوجه شدیم این شاهکار زیبای طبیعت کبکای خرامانو آشفته کرده جای همه شکارچی ها و طبیعت دوستان خالی صحنه بسیار زیبایی بود. عکسای جمعه هم می ذارم ببینید امیدوارم خوشتون بیاد.


جمعه تو شکارگاه رد یه قوچ وحشی و چند تا میش که تازه بودن دیدیم.

یکی دو روزه که بارون می باره و امروز صبح هوا کمی سرد و بارون تبدیل به برف شد .هر چند این بارش شکارفردا و پس فردا رو خراب کرد اما شادابی طبیعت را نوید بخش بود . با گذشت چند روز هوا کاملا برای شکار اردک و مرغابی مناسب می شه.....
بیجار- ۲۷/۸/۱۳۸۸

بهترین وقت شکار کبک آبان و آذر ماهه . کبکا حسابی گوشت می گیرن و پرهاشون تکمیل می شه و البته شکارشون سخت تر. دیروز یعنی جمعه با یکی از شکارچیا رفتیم شکار کبک. صبح هر چه زدیم جز مشتی پر چیزی نیفتاد. ولی بعد از ظهر من ۲ تا و همراهم ۳ تا کبک زد . البته شمار زخمی ها به کنار که ای کاش تیر نمی خوردن.عکس کبکایی که خودم زدم و عکس دسته جمعیشونو می ذارم ببینید.



پنجشنبه با چند تا از شکارچیا رفتیم شکار . توی راه یکی از ماشینا توی گل موند البته خدایی اگه شرکت سایپا می دونست که مردم اینجوری از محصولاتش استفاده می کنن. یه کم چرخ ماشیناشو بزرگتر می ساخت. البته بماند که بعد از خروج از گل باک ماشین هم سوراخ شد. و غیر از چند تا خوک چشممون به دیدن جانداری روشن نشد!

یکی از شکارچی های خوب و قدیمی منطقه بیجار آقای رضا آجودانی است . او تروفه های خوبی در مناطق مختلف ایران شکار کرده است و در بیجار هم قوچ های ارمنی زیادی زده.
در این پست و چند پست آینده تعدادی از شکارهای ایشان و همچنین فرزندش آقای هادی آجودانی را خواهید دید. شایان ذکر است اکثر عکسها متعلق به سالهای دور است و همگی دارای مجوزو با اسلحه 270 ساخت کشور چک شکار شده اند.همانطور که در پست های قبلی اشاره شد ذکر این نکته لازم است که در شرایط کنونی منطقه شکار قوچ و میش کاری اشتباه است . امید است شکارچی های خوب و اصیل نسبت به فرهنگ سازی در این زمینه اقدام نمایند.
شکار سه قوچ ارمنی توسط آقای رضا آجودانی در شکارگاه زرشکه
شکار قوچ وحشی . سمت راست آقای هادی آجودانی و سمت چپ آقای رضا آجودانی
