تبليغاتX
طبیعت بیجار

طبیعت بیجار

عکس و مطلب از شكار و طبيعت در بیجار

یکی از شکارچی های خوب  و قدیمی منطقه بیجار آقای رضا آجودانی است . او تروفه های خوبی در مناطق مختلف ایران شکار کرده است و  در بیجار هم قوچ های ارمنی زیادی زده.

در این پست و چند پست آینده تعدادی از شکارهای ایشان و همچنین فرزندش آقای هادی آجودانی را خواهید دید. شایان ذکر است اکثر عکسها متعلق به سالهای دور است و همگی دارای مجوزو با اسلحه 270 ساخت کشور چک شکار شده اند.همانطور که در پست های قبلی اشاره شد ذکر این نکته لازم است که در شرایط کنونی منطقه شکار قوچ و میش کاری اشتباه است . امید است شکارچی های خوب و اصیل نسبت به فرهنگ سازی در این زمینه اقدام نمایند. از آقای هادی آجودانی  که عکس ها را در اختیار اینجانب قرار داد صمیمانه سپاسگزارم.

شکار سه قوچ ارمنی توسط آقای رضا آجودانی در شکارگاه زرشکه

شکار قوچ وحشی . سمت راست آقای هادی آجودانی و سمت چپ آقای رضا آجودانی


+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 13:35  توسط محمد شکری  | 

از ابتدای هفته صدور پروانه شکار پرنده در تهران و برخی استان ها آغاز شده و انتظار می رود تا روز چهارشنبه مورخ ۱۳/۸/۱۳۸۸دستورالعمل مربوطه به تمام استان های کشور ابلاغ گردد. البته شاید پروانه این دوره که برای مدت دو ماه اعتبار دارد مانند سال گذشته تمدید نگردد. حال سوالی که در ذهن شکارچیان نقش می بندد این است که دلیل این تاخیر دو ماهه در صدور پروانه ها چه بوده است . سوالی که مسئولان مربوطه باید به آن پاسخ گویند.....

اما مطمئنا ادامه این روند دست شکارچیان غیر مجاز را برای تاراج محیط زیست باز خواهد گذاشت و شکارچیان قانونمند متضرر خواهند شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 9:29  توسط محمد شکری  | 

کبکهای مناطق مختلف بسته به شرایط محیطی از نظر جثه و بعضا از نظر رنگ با هم تفاوت هایی دارند حتی گاهی این تنوع در یک محدوده کوچک جغرافیایی نیز روی می دهد.در ارتفاعات معمولا کبک ها درشت تر و رنگ شفاف تری دارند و در دره های کم ارتفاعتر و حواشی رودخانه ها جثه کبک ها کوچکتر و رنگ آنها به قهوه ای روشن متمایل تر است  در عکس زیر یکی از بزرگترین کبک هایی که طی یکی دو سال اخیر شکار کردم را می بینید.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 20:23  توسط محمد شکری  | 

در پست های قبلی عکس هایی از شکار و شکارچی های قدیمی بیجار در وبلاگ منتشر شد(و باز هم منتشر خواهد شد) که مربوط به سالهای دور هستند. لذا بر خود لازم دانستم که این نکته را یادآور شوم که در شرایط کنونی با توجه به تعداد وحوش منطقه و بخصوص  قوچ و میش ارمنی شکار این گونه از نظر اخلاقی صحیح نمی باشد.

در شرایطی که مراتع ما به دلیل عدم آگاهی مردم  وعدم نظارت از طرف دستگاه های ذی ربط روز به روز کوچکتر می شود نمی شود با شکار غیر مجاز و با خودخواهی باعث انقراض این گونه زیبای منطقه باشیم.هر چند شاید شکار کمترین نقش را در این میان بر عهده داشته باشد اما بازهم می شود این عامل را کنترل نماییم.

اما در خصوص پرندگان منطقه و به خصوص کبک نکته فوق صادق نیست و تعداداین گونه در شرایطی است که شکار مجاز لطمه ای به محیط زیست وارد ننماید.

کاش هزینه و انرژیی که بابت ایجاد سایت گوزن زرد در بیجار شده و ماحصل آن چند گوزن اهلی شده است صرف نظارت بیشتر به منطقه حفاظت شده بیجار می شد ..........

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 19:50  توسط محمد شکری  | 

خبر جدیدی که امروز از آن با خبر شدم(28/7/1388) صدور پروانه شکار گراز برای اقلیت های مذهبیه . علاقمندان می توانند با مراجعه به اداره حفاظت از محیط زیست بیجار پروانه مربوطه را دریافت کنند. البته با صدور پروانه شکار خوک وحشی احتمال صدور پروانه شکار پرنده هم افزایش یافته است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 19:30  توسط محمد شکری  | 

تا وقتی پروانه شکار پرنده می دن مجبوریم خودمونو با خاطرات سالهای پیش سرگرم کنیم:

بعد از ظهر یه چرت نیم ساعته حسابی سرحالم آورد هوس رفتن به شکار تو سرم پیچید قطار فشنگو پر کردم. قمقمه را برداشتم و چند تا سیب تو کوله گذاشتم  آخر سر هم فلکس چایی رو پر آب جوش کردم. نیم ساعته خودمو به شکارگاه رسوندم (اینم از معدود مزایای زندگی تو شهرستانه). همون اول چند تا کبک از کناربرکه به سمت بالای تپه دویدند. یکیشونو زدم.جالبه با صدای تیر پرواز نکردن و فقط سرعتشون زیاد شد!کبکو تو کوله گذاشتم  دنبالشون رفتم ولی از فاصله دور به کوه مقابل پریدن.به دلیل کمبود وقت نمی شد دنبالشون برم.

  به مسیر خودم ادامه دادم حدود یکی دو کیلومتر جلوتر دسته کبکی از فاصله حدودی ۲۰۰ متری پریدند . سریع خودمو به محل رسوندم هونجا چند تا کبک جا مونده بودن . یکیشونو که تازه داشت ارتفاع می گرفتم زدم . سقوط کرد. یه کبک دیگه چند متر اون ور تر  پرید نشانه رفتم با صدا تیر افتاد ولی به سرعت شروع به دویدن کرد بازهم نشانه رفتم و با لول بالا شلیک کردم.متوقف شد...رفتم تا کبک اولو بردارم در شیب کوه و در وسط یه صخره افتاده بود به سختی خودمو بهش رسوندم. رفتم سراغ دومی. پرهاش همونجا ریخته بود اما اثری ازش نبود . با شعاع ۱۰ متر همه جارو گشتم ولی اثری ازش نبود خیلی دنبالش گشتم اما اثری ازش نبود . این معطلی باعث شد از گله فارغ بشم . تو این فاصله زمانی خودشونو جمع کرده بودن .

 دیر وقت بود و نمی شد دنبالشون رفت . مسیرمو به سمت ماشین برگشتم چند تا کبک به این سمت پریده بودن . خورشید ستیغ کوهو طلایی کرده بود. داشتم ابرای پراکنده رو که تو افق نارنجی بودن نگاه میکردم که یه کبک درشت از یه متریم به سمت پایین پرید. اینقدر مطمئن بودم که می زنمش که بی دقت تیر اولو  انداختم. حتی یه ساچمه هم بهش نخورد . تیر دومو دقت کردم . کبک رو خودش پیچید  و افتاد . کبک خوبی بود .اونو تو کوله گذاشتم  اسلحه را در حالت کمر شکن رو دوشم گذاشتم و برگشتم . وقتی به ماشین رسیدم هوا کاملا تاریک شده بود .یه راست رفتم سراغ فلکس و با خوردن چای داغ روز خوبمو به شب رسوندم.عکس کبکا رو می تونید بینید.........

  

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 16:12  توسط محمد شکری  | 

شهرستان بیجار با توجه به قدمت تاریخی خود همواره شکارچی های خوبی داشته است و شکار در این قسمت از خاک کشورمان قدمتی کهن دارد. یکی از شکارچیان خوب بیجار که متاسفانه سال گذشته دار فانی را وداع گفت شادروان حمید زارع است . در زیر می تونید چند نمونه از شکارهای آن مرحوم را ملاحظه بفرمایید .

قوچ اصیل ارمنی شکار شده توسط شادروان حمید زارع دردامن چنگ الماس

 

کل زیبای چنگ الماس

با تشکر از آقای فربد زارع که عکس های فوق را در اختیار اینجانب قرار داد

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 12:4  توسط محمد شکری  | 

یه روز پاییزی سال 1387  که تازه پروانه شکار پرنده صادر شده بود با آقای علی شهسواری که از شکارچیان بسیار خوب منطقه به حساب میاد و نسل در نسل شکارچی بوده اند  تصمیم گرفتیم بریم شکار کبک.ساعت 2.30 به سمت شکارگاه مورد نظر حرکت کردیم . من تا به حال برای شکار به اون منطقه نرفته بودم .دشت های اینجا پر از راه های فرعی و پر  پیچ درخمه . تو مسیر یکی از این فرعی ها را اشتباه رفتیم و سر از جایی در آوردیم که قصد شکار در اونجا رو نداشتیم  ته یه دره چند تا کبکو دیدیم که به طرف دامنه روبرو پریدن. کبکای درشتی بودن. ماشینو گوشه ای پارک کردیم و به سمتشون رفتیم . من کمی در ارتفاع کمتری حرکت می کردم و علی در بالادست بود.

در طول روز کبک کمتری در تیررس من  پرید  و زحمت شکار بیشتر کبکها به گردن علی افتاد.شکار لذت بخشی بود و واقعا از تیراندازی علی لذت بردم......

عکسای شکار رو می ذارم ببینید.

آقای علی شهسواری

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 12:24  توسط محمد شکری  | 

بعد از ظهر یه روز پاییزی یکی از دوستا  تماس گرفت و پیشنهاد داد با هم چرخی در طیعت بزنیم . حدود ساعت ۳.۳۰ بود . صبح اون روز بارون شدیدی باریده بود حدود ساعت ۴ به شکارگاه رسیدیم برای شکار کمی دیر بود  ماشینو گوشه ای پارک کردیم و به راه افتادیم هوا کاملا مطبوع بود کمی پایین تر دسته حدود پانزده تایی کبک به سمت تپه های مقابل پریدند. فاصلشون از ما زیاد بود و نمی شدتیراندازی کرد کمی پایین تر یه کبک از فاصله تقریبی ۳۰ متری من پرید نشانه رفتم  با صدای شلیک کبک سقوط کرد . کبک خوبی بود . بقیه کبک ها در  مسیری که دوستم اونجا بود رفته بودن به مسیر خود ادامه دادیم .مناظر بسیار زیبا بود و با وجودی که در شکارهای قبل تعداد بیشتری کبک می زدم این یه کبک من را کاملا راضی کرده بود . شاید شما هم تجربه مشابهی داشته اید اما دیگر نمی خواستم کبکی بزنم.اسلحه را به دوش کشیدم و بقیه زمانم را صرف کوهپیمایی نمودم.واقعا روز خوبی بود عکس کبکی که زدم گذاشتم ببینید.

  

+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 20:49  توسط محمد شکری  | 

دو سه روز پیش که بارون هوا رو حسابی لطیف کرده بود دو تا پرنده خوشکل مهمون باغچه خونه ما بودن.راستش حیفم اومد که ازشون عکس نگیرم....البته عکسها زیاد کیفیت خوبی ندارن

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 14:59  توسط محمد شکری  |